|
بهارنارنج
|
||
|
و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبو شیئا و هو شر لکم |
بر پشت چهار چرخ فرسوده ای کسی
خطی نوشته بود:
((من گشته ام نبود
هرگزنگرد نیست))
گر خسته ای بمان
واگر هم خواستی بدان:
ما را تمام لذت هستی به جستجوست
جویندگی تمامی معنای زندگیست
هرگز نگرد نیست
سزاوار مرد نیست!
ای دریغا که همه مزرعه ی دلها را
علف هرزه ی کین پوشانده ست
وهمه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست
(سید مهدی شجاعی)
|
|