|
بهارنارنج
|
||
|
و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبو شیئا و هو شر لکم |
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم.
همان یک لحظه اول.
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی
بروی یکدگر ویرانه میکردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که میدیدم یکی عریان و لرزان
دیگری پوسیده ازصد جامه ی رنگین
زمین و آسمان را واژگون مستانه میکردم
عجب صبری خدا دارد!
چرا من جای او باشم:
همین بهترکه او خود جای خود بنشسته تاب تماشای
زشتکاریهای این مخلوق را دارد!
و گرنه من به جای او چو بودم.
یکنفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه میکردم.
عجب صبری خدا دارد!عجب صبری خدا دارد!
(معینی کرمانشاهی)
|
|